
اصلی عُقلایی در سیاست وجود دارد که هرگاه سیاست مداری به پذیرش امتیازی منفی مجبور و به دادن امتیاز مثبتی به حریف وادار می شود، راهکاری را بر می گزیند که کم ترین زیان را برای او و جامعه اش داشته باشد. سبط اکبر، امام حسن مجتبی علیه السلام در صلح تاریخی خود با معاویة بن ابی سفیان، کوشید با رعایت این قاعده، به گونه ای سیاست خود را در مفاد قرارداد صلح بگنجاند که بتواند با استفاده از این ابزار، مبارزه با معاویه را در سطحی دیگر ادامه دهد.
امام علیه السلام در قرارداد خود، مطالبی گنجانید که امتیازهای زیادی برای اسلام و مسلمانان داشت و کوشید در آن معاویه را آن گونه که هست به مردم بشناساند و چهره واقعی او را بنمایاند. امام حسن علیه السلام در مفاد صلح، او را در تنگنای موازین شرعی قرار داد و به وسیله مواد صلح نامه، اهداف واقعی خود را از جنگ با معاویه نشان داد که عبارت بودند از: جلوگیری از آزار شیعیان، جلوگیری از ناسزاگویی به علی علیه السلام، جلوگیری از تبعیض نژادی و قومیت گرایی، رانت خواری، فساد مالی و ده ها حرکت زشت معاویه که آزادانه به اسم اسلام انجام می داد.
البته امام به خوبی می دانست که معاویه به این قرارداد عمل نمی کند، ولی این مسئله سبب رسوایی او می شد و این خود یکی از بزرگترین انگیزه های امام در صلح با معاویه بود.
عامل اصلی در پذیرش صلح از سوی امام حسن علیه اسلام، عدم همراهی و فداکاری مردم، به ویژه خواص بود که ناشی از دنیاگرایی و راحت طلبی آنان بود و به بروز رفتارهایی چون پیمان شکنی، خیانت و... انجامید. بازتاب این رفتارها، موجب تنها ماندن امام، ناامیدی از وصول به هدف به وسیله جنگ و پذیرش ترک مخاصمه بود. اما همانگونه که انتظار می رفت، معاویه با رسیدن به قدرت، تمامی پیمان های خود را شکست.
پس از انعقاد صلح، وقتی سران دو طرف به کوفه آمدند، معاویه برای مردم سخنرانی کرد. او بالای منبر رفته و گفت:
«به خدا ای مردم! من برای بر پا داشتن نماز با شما نجنگیدم. جنگ من نه به دلیل روزه بود، نه حج و نه پرداخت زکات. تنها انگیزه من از نبرد با شما حکومت بر شما بود؛ چه ناراحت شوید و چه خشنود. بدانید که من هر پیمانی را که با حسن بن علی بسته ام، زیر پا گذاشته و به آن پایبند نخواهم بود.»
معاویه بر خلاف مفاد صلح نامه، نخست بر اعمال فشار، تهدید و شکنجه مردم کوفه و بصره و به ویژه علویان و پیروان امام افزود. شهادت سرداران اسلام به دست معاویه، شکنجه و تهدید آنان و حذف نام شیعیان از دفتر بیت المال و دیگر فشارها که پس از پیمان صلح صورت گرفت، وجدان های خواب آلوده را بیدار ساخت و این همان خیری بود که امام حسن علیه السلام پیش بینی کرده بود.
امام علیه السلام روزهای سختی را در کوفه می گذراند. بهترین یاران او که گذشته درخشانی در زمان علی علیه السلام داشتند، تحت تعقیب قرار گرفته و به شهادت رسیدند. طلایه دارانی چون «حجر بن عدی»، «رشید هجری» و «میثم تمار» از آنان بودند. امام علیه السلام پس از دیدن بی وفایی یاران و فشار دستگاه بنی امیه بر او، کوفه را به مقصد مدینه ترک کرد و به انتظار روزی نشست که مردم فرجام کارشان را ببینند و به خود آیند؛ همان هایی که با کنار آمدن با دشمن دینشان، دو امام بزرگ خویش را خانه نشین کرده بودند. اما هدف امام مجتبی علیه السلام فراترتر از آن بود که به شناخت حقایق در زمان خود او برسند.
امام علیه السلام به سوی مدینه حرکت کرد و نگاهی به کوفه انداخت و به کسانی که برای بدرقه اش آمده بودند، فرمود:
«من شهر، خانه و دوستانم را از روی دشمنی ترک نمی کنم؛ چون آن ها از پیمان من و تعهدهایم دفاع می کردند».
در نهایت مردم عراق، فرجام کار خود را مشاهده کردند، ولی افسوس که دیر شده و امام حسن علیه السلام از دنیا رفته بود، ولی نتیجه آن در زمان امامت امام حسین علیه السلام به خوبی ظاهر گشت. دعوت مردم کوفه از امام حسین علیه السلام و قیام های پس از آن، بیداری مردم را نشان می دهد. این مسئله به آن دلیل بود که زمان واکنش آن ها به پیشامدهای روزگار بسیار دیر رخ می داد. آنان حساسیت اوضاع را به خوبی در نمی یافتند و به امید روزی نشسته بودند که وضع بدون انجام واکنشی جدّی بهبود یابد. در واقع آنان بسیار خوش بینانه با مسائل برخورد می کردند.
بهرحال، آثار ارزشمند صلح امام علیه اسلام همچون حفظ دین و مصلحت امت پیامبر، بقای نظام امامت، حفظ حیات شیعه و ... ، نیز نشان داد که دستاورد امام علیه اسلام ، به مراتب بیشتر از دستاورد معاویه بود. این آثار، گویای این است که این صلح، کارآمد، برابر با پیروزی، هوشیارانه، براساس حفظ خط مشی اصلی و بر طبق رعایت مصالح امت اسلامی بود. این صلح، آثاری را در پی داشت که قیام حماسی امام حسین علیه السلام آن را تکمیل و بقای اسلام را تضمین کرد.
بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
در برخورد با جوانان نباید همه کارهایی را که از آنان سر میزند و بزرگترها نمیپسندند، زشت بدانیم و با آنان مانند گناهکاران برخورد کنیم و آنان را بیدین بدانیم، چون بسیاری از کارهای آنها نشانه بیدینی نیست ، و ما برداشت صحیحی از آنها نداریم.

اگر کارهای خلافی از آنان سر میزند، میتوانیم با روشی صحیح و منطقی و با اخلاقی نیکو، برخوردی صحیح و عاقلانه داشته باشیم تا از دین و معنویت زده نشوند.
نقش خانوادهها در گرایشهای مذهبی و غیر مذهبی جوانان بسیار مهم است، بلکه اساس و زیربنای ساختار رفتاری فرزندان، در خانوادهها شکل میگیرد. از این جهت در آیات و روایات نسبت به فرزندان و تربیت آنان سفارشهای فراوانی به پدران و مادران شده و بر تربیت صحیح آنان تأکید شده است. رفتارها و اخلاق پدران و مادران تأثیر مثبت یا منفی بر فرزندان دارد. اگر پدر و مادری گرایش مذهبی نداشته باشند، در این که با فرزندان آنان چگونه باید برخورد شود تا عشق به مذهب در دل آنان شعلهور شود و به سوی حق و عدل تمایل پیدا کنند، شاید کاری بسیار مشکل باشد و ظرافت خاصی لازم دارد.
گاه دیده میشود که خودمان یا دیگران سر مسأله نمازمشکل پیدا میکنیم و انگار خواندن نماز برایمان همچون یک کوه سنگین میشود .

کارهای نیک، جای نماز را نمیگیرد
بعضی از افراد خیال میکنند یکی دو تا کار خوب انجام میدهند ، میتواند کارهای دیگرشان را جبران کند .
فردی قمه میزند،شب تا صبح سینه میزند اما نماز صبحش قضا میشود فکر میکند همان کارهای دیشبش بس است و جبران نماز قضا شدهاش را میکند .
اگر پلیس راه جلوی شما را گرفت و گفت: گواهینامه رانندگی! شما اگر خیال کنی گواهینامههای دیگر ، شما را نجات میدهد، نجات نمیدهد. گواهینامههای پزشکی، گواهینامههای اجتهاد، کارت مجلس، کارت خبرگان، وزارت، سفارت، پروانه تجارت، کارت بازرگانی، صد رقم کارت و پروانه داشته باشی، پلیس تا کارت رانندگی نداشته باشی نمیگذارد بروی.
کارهای دیگر کار نماز را نمیکنند.
شما بهترین نامهها را بنویس با بهترین خط و پاکت و کاغذ، رویش هم یک چک صد هزار تومان بچسبان، مخابرات این نامه را به مقصد نمیرساند. ولی یک تمبر دو سه تومانی ممکن است به مقصد برسد. گاهی یک تمبر پاکت را رد میکند. گاهی یک چک صد هزار تومانی پاکت را رد نمیکند.

زمین کعبه گفت: کیست مثل من، و حال آن که خانه خداوند متعال بر من بنا شده و مردم از اطراف و اکناف به طرف من میآیند و حرم امن الهی قرار داده شدهام.
و چه فضیلتهایی که برای زیارت این مکان مقدس وارد شده (از آن جمله: حضرت علی ابن الحسین علیهماالسلام فرمودند: تسبیح گفتن در مکه افضل است از خراج و مالیات که در راه خدا انفاق شود.(1)
و حضرت باقر علیه السلام میفرمایند: سجده کننده در مکه به منزله در خون غلطیدن در راه خداست. در روایتی دیگر آوردهاند که طعام خوردن در مکه به منزله روزه داشتن در غیر مکه است. و راه رفتن در مکه عبادت خداوند است.(2) و در ادعیه بسیاری درخواست زیارت خانه خدا وارد شده است.
بقيه مطلب رو پيشنهاد ميدم بخونيد خيلي با صفاست

مجمع البحرین در ذیل کلمه طلسم می نویسد: «سه نظریه مشهور درباره واژه طلسم وجود دارد: 1 از دو لفظ طلٌ به معنای اثر و اسم ترکیب یافته است. 2 لفظی است یونانی به معنای گره غیر قابل گشودن. 3 مقلوب کلمه مسلط است».[1]
ادامه خوفی داره بخونید خیلی با حاله